مزرعه
یه پسر رو تو امریکا میگیرن میندازن زندان بعد چند وقت باباش بهش یه نامه میده که توش نوشته بود که دلش برای پسرش تنگ شده و ... خلاصه تو نامه به پسره میگه که الان فصل شخم زدنه و اونم دیگه پیر شده و نمیتونه کار کنه پسره میره تو فکر که چیکار کنه بالاخره یه جواب مینویسه میده به باباش و میگه که من تو مزرعمون یه اسلحه قایم کردم اونو پیدا کن برو بفروش پولشو بده یکی بیاد برات شخم بزنه از اونجا که نامه ها در زندان کنترل میشه میبینن که این جوابو داده دستور میدن که برن کل زمین رو زیر و رو کنن تا اسلحه رو پیدا کنن.مامورای زندان میرن کل خاک مزرعه رو بهم میزنن ولی اسلحه گیرشون نمیاد.روز بعد پسره یه نامه میده به بابائه میگه زمین شخم خورد حالا برو کارتو بکن
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 13:11 توسط سرباز فدایی کورش بزرگ
|