تير آرش در کمانم، نام ايران بر زبانم، سرکشم چون کوه آتش، آتشم، آتشفشانم چون سياوش پاک پاکم، همچو رستم پهلوانم، کاوه ام تارپود کاويانم، من ز ماد و از هخايم، از ارشک، ساسانيانم، مازيارم، بابکم من رهبر آزادگانم، جشن يلدا، جشن نوروز هم مهرگانم،

 مهرگان یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی و هندوان است که در ستایش و نیایش مهر یا میترا (ایزد روشنایی، پیمان، دوستی و محبت، و دین و آیین مهری) برگزار می‌شود. این جشن در دوران پس از اسلام پس از نوروز بزرگ­ترین جشن ایرانی است. حال آنکه احتمالا در ایران باستان، هم رده یا برتر از نوروز بوده است.

زمان این جشن در روز مهـر از ماه مهر برابر با شانزدهم مهرماه است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم مهر برگزار می‌کنند. حال آنکه بسیاری از ایران‌شناسان آنرا نادرست میدانند. این را هم باید گفت که زمان برگزاری جشن مهرگان در یکم ماه مهر و آغاز فصل پاییز بوده است و این شیوه دستکم تا پایان دوره هخامنشی و احتمالاً تا اواخر دوره اشکانی نیز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل می‌شود. و اکنون حدود دو هزار سال است که این جشن به شانزدهمین روز این ماه یا مهر روز از مهرماه در گاهشماری ایرانی منسوب است.

مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است. اندازه شب و روز در مهر برابر میشود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است گذاشته اند. همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است

شاید پیروزی داریوش بزرگ بر گئومات مغ غاصب که به ادعای کتیبه بیستون، بر مردم ستم کرده و مال آنها را ستانده و نیایشگاه‌ها را ویران کرده بود، باعث شد تا بنا بر داستان کهن ضحاک و فریدون پیروزی نیکی بر بدی در این تاریخ روایت شد.

فریدون چو شد بر جهان کامکار

 

ندانست جز خویشتن شهریار

به رســم کیان تاج و تخت مهی

 

بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روز خجسته ســر مهر ماه

 

به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

زمانه بی اندوه گشـت از بدی

 

گرفتند هر کــس ره بـخردی

دل از داوری هـا بپرداخـتـنـد

 

به آیین، یکی، جشن نو ساختند

نـشـسـتـنـد فرزانگان، شادکام

 

گـرفتند هـر یک ز ياقوت، جام

می روشن و چهره ی شاه نـَو

 

جهان نو ز داد از سر ِماه نـَو

بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد

 

همه عنبر و زعفران سوختند

پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت

 

تن آسانی و خوردن آیین اوست

کنون یادگارست از و ماه مهر

 

به کوش و به رنج ایچ منمای چهر